نقش مدیران شرکت ها در اصلاح روند بازاریابی شبکه ای
بسیاری از شرکت کنندگان در نظر سنجی ( حدود 60 درصد ) مشکلات موجود را مربوط به نحوه عملکرد مدیران شرکت ها می دانند.
تاريخ : چهاردهم تير 1394 ساعت 16:36   کد : 2653

ایران هشدار - در مطلب گذشته (بازاریابی شبکه ای در آستانه بحران) معضلات و مشکلاتی که بازاریابی شبکه ای با آن گریبانگیر است، مطرح و بیان گردید. در این نوشتار قصد داریم در مورد اهمیت مقوله مدیریت در روند اصلاح بازاریابی شبکه ای مباحثی را مطرح کرده و با برشمردن مشکلات موجود و مرتفع نمودن آنها توسط مدیران شرکت ها بار دیگر بازاریابی شبکه ای را در مسیر صحیح و قانونی خود رهنمون نماییم. البته این مطلب یعنی اهمیت نقش مدیریت در بازاریابی شبکه ای با برسی نظرسنجی سایت ایران هشدار مورد تایید قرار می گیرد که د رآن بسیاری از شرکت کنندگان در نظر سنجی ( حدود 60 درصد ) مشکلات موجود را مربوط به نحوه عملکرد مدیران شرکت ها می دانند.
قبل از ورود به بحث لازم است توضیحاتی اجمالی راجع به علم مدیریت بیان شود و با انطباق آن با موضوع مدیریت شرکت های بازاریابی شبکه ای مشکلات موجود مورد برسی دقیق تری قرار گیرد.
تعریف مدیریت: مدیریت فرآیند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازمان دهی، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می گیرد. در واقع مدیریت هنر انجام امور به وسیله دیگران است. مدیریت یعنی فرآیندی که طی آن تصمیم گیری در سازمان صورت می پذیرد. مدیریت یعنی علم و هنر هماهنگی کوشش ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع موجود برای نیل به اهداف سازمان.
اگر مدیران شرکت های بازاریابی شبکه ای از علم وهنر مدیریت در مجموعه های خود استفاده مطلوب را نموده و با به کارگیری موثر آن کالاها و محصولات تولیدی را با بهترین کیفیت و کمترین هزینه به دست مصرف کننده نهایی برسانند (هدف فروش مستقیم )بسیاری از مشکلات موجود در زمینه بازاریابی شبکه ای مرتفع شده ورضایت مشتری نهایی، موضوع اشتغال وعده داده شده به بازاریابان، افزایش تولید داخلی و در نهایت رشد وشکوفایی اقتصادی در کشور حاصل می گردد.
در هر مجموعه ای مدیران 4 وظیفه مهم و مسئولیت ذاتی دارند که با انجام این وظایف می توانند سازمان را به اهداف تعیین شده رسانده و آنها را اجرایی نمایند. این وظایف عبارتند از: برنامه ریزی، سازمان دهی، انگیزش و نظارت وکنترل
الف) برنامه ریزی: برنامه ریزی یا طرح ریزی یعنی از پیش اندیشیدن که باعث رسیدن و وصول به اهداف از پیش تعیین شده می شود. برنامه ریزی یعنی که مدیران تصمیم بگیرند که چه کارهایی باید صورت پذیرد. مدیران شرکت ها باید با ایجاد یک تفکر استراتژیک اهداف کمی و کیفی مجموعه وشرکت خود را دست یافتنی نمایند. در حال حاضر بسیاری از معضلات و مشکلات موجود مربوط به عدم برنامه ریزی در شرکت ها توسط مدیران است که باعث به وجود آمدن مشکلاتی از قبیل: تغیرات متوالی و پیاپی، عدم ثبات در تصمیم گیری و عدم الزام به وعده های مشخص شده می شود که بروز آن درتغییرات گسترده شرکت ها، در پلن تجاری و محصولات آن ظاهر می گردد. بسیاری از شرکت های موجود بارها وبارها طرح تجاری، محصولات و خدمات خود را تغییر داده اند که این موضوع باعث متضرر شدن بسیاری از بازاریابان شده است.
ب) سازمان دهی: سازمان دهی فرآیندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروه های کاری و هماهنگی میان آنان به منظور کسب اهداف صورت می گیرد. در رابطه با سازمان دهی، مدیر هم باید ساختار سازمان را متناسب با اهداف و منابع سازمان ایجاد نماید(طراحی سازمان) و هم به دنبال فراهم کردن افراد مناسب برای ساختار تعیین شده (تامین منابع) باشد. آموزش و حمایت مستمر در بازاریابی شبکه ای از مواردی است که باعث رشد وپیشرفت شرکت ها خواهد شد اما اگر سازمان دهی مناسب در شرکت ها توسط مدیران صورت نگیرد این امر محقق نخواهد شد. در این صورت دیگر وظایف افراد در شرکت ها مشخص نیست و توجه ای به زیر مجمو عه های موجود صورت نمی گیرد. عدم دریافت به موقع کالا، جابه جایی بیش از حد بازاریابان در شرکت های مختلف، بر خط نبودن موجودی انبار کالا، انجام خرید اجباری و بیش انباشته سازی کالا از اثرات عدم سازمان دهی و تقسیم کار میان اعضای شرکت، لیدر ها و بازاریابان شرکت است.
ج) انگیزش: یکی از راه هایی که باعث افزایش تولید یا به طور کلی بالا رفتن کیفیت کار در سازمان ها می شود، برانگیختن کارکنان به شیوه های مختلف است. این اصلی است که هر مدیری برای پیشرفت کارش و اعمال مدیریت صحیح ناگزیر به انجام آن است. در واقع مدیر با استفاده از شیوه ها و متدهای مختلف از مهارت های متعددی استفاده می کند تا این مهارت او را در راه رسیدن به اهداف سازمانی یاری دهد. این انگیزش در پاره ای از اوقات می تواند در مسیر اشتباهی هدایت شود و شکل کار را عوض نماید. اگر مدیر یک مجموعه یا شرکت به جای انگیزه دادن صحیح و اصولی، مجموعه تحت مدیریت خود را دچار توهم یا انگیزه های اشتباه نماید بعد از سپری شدن مدت کوتاه افراد انگیزه های خود را از دست داده و تبدیل به معترضین و منتقدین مجموعه خواهند شد. دستیابی به موقعیت های مالی مناسب در کوتاه مدت، عدم تبیین واقعیت های موجود در‌ بازاریابی شبکه‌ای، داشتن و القای دید مالی و مادی صرف در بحث ارائه محصولات، از انگیزه های نادرستی است که بعضا در بازاریابی شبکه ای وجود دارد و مدیران نقش مهمی در ایجاد آن وهمچنین مرتفع نمودن آنها دارند. اگر از سوی یک مدیر شرکت فرهنگ کار و تلاش برای مجموعه پیاده سازی شود و افراد برای رسیدن به تمکن مالی تشویق به سعی وتلاش شوند بسیاری از مشکلاتی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم رفع خواهد شد.
د) کنترل و ارزیابی: کنترل، تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحی سیستم باز خورد اطلاعات ، مقایسه اجرای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آنها بر روند اجرایی که در بر گیرنده حداکثر کارآیی است. اگر نقش نظارتی وکنترلی مدیران در شرکت ها به درستی صورت نگیرد مجموعه و سازمان از اهداف ابتدایی خود منحرف شده و دچار چالش های جدی می شوند. عدم رضایت مشتریان از شرکت، انجام تخلفات توسط لیدرها و بازاریابان شرکت ها، عدم وجود شفافیت مالی، وقوع تخلفات اداری و انظباطی از اثرات سو‌‌‌‌‌‌ء عدم نظارت و کنترل بر روی شرکت ها است.

دسترسی ها
  info@iranhoshdar.ir

   کلیه حقوق این سایت متعلق به وبسایت iranhoshdar.ir می باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.